ausnutzen

Aussprache: /ˈaʊsˌnʊtsn̩/
Wortzerlegung: aus·nut·zen
فعل

سوءاستفاده کردن، حداکثر بهره‌برداری را کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ

از سادگی، ضعف یا خوش‌قلبی کسی سوءاستفاده کردن؛ یا از موقعیت/ظرفیتی حداکثر بهره را بردن

  • Er hat die Hilfsbereitschaft seiner Kollegen schamlos ausgenutzt.او از حس کمک‌نوعدوستی همکارانش بی‌شرمانه سوءاستفاده کرد.
  • Wir sollten das gute Wetter ausnutzen und einen Ausflug machen.ما باید از هوای خوب حداکثر استفاده را بکنیم و به گردش برویم.