ausnutzen
سوءاستفاده کردن، حداکثر بهرهبرداری را کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
از سادگی، ضعف یا خوشقلبی کسی سوءاستفاده کردن؛ یا از موقعیت/ظرفیتی حداکثر بهره را بردن
- Er hat die Hilfsbereitschaft seiner Kollegen schamlos ausgenutzt.او از حس کمکنوعدوستی همکارانش بیشرمانه سوءاستفاده کرد.
- Wir sollten das gute Wetter ausnutzen und einen Ausflug machen.ما باید از هوای خوب حداکثر استفاده را بکنیم و به گردش برویم.