oben ohne

Aussprache: /ˈoːbn̩ ˈoːnə/
Worttrennung: oben oh·ne
اصطلاح

بالاتنه برهنه، بدون سقف (خودرو)

Beispiele

  • Sie ließ sich bereitwillig ''oben ohne'' fotografieren.او با کمال میل اجازه داد از او با بالاتنه برهنه عکس بگیرند.
  • Die meisten Menschen neigen dazu, die Cabrio-Saison im Frühling und Sommer zu verorten. Aber auch im Winter, bei klarer Luft und guter Sicht, kann man ruhig mal ''oben ohne'' fahren.بیشتر مردم تمایل دارند فصل کابریو را در بهار و تابستان بدانند. اما حتی در زمستان، با هوای صاف و دید خوب، آدم می‌تواند گاهی با خودروی بدون سقف رانندگی کند.