oberschlächtig

Aussprache: /ˈoːbɐˌʃlɛçtɪç/
Worttrennung: ober·schläch·tig
صفت

بالازن (در مورد چرخ‌های آبی آسیاب: از بالا با آب تغذیه شده)

Bedeutungen

1

اصطلاحی در مورد چرخ‌های آبی که آب از قسمت بالایی چرخ بر روی پره‌های آن سرازیر می‌شود و باعث چرخش آن می‌گردد.

  • Das oberschlächtige Wasserrad lieferte genügend Energie für die Mühle.چرخ آبی بالازن انرژی کافی برای آسیاب را تأمین می‌کرد.
  • Die Konstruktion eines oberschlächtigen Rades ist komplexer als die eines unterschlächtigen.ساخت چرخ بالازن پیچیده‌تر از چرخ پایین‌زن است.
  • Viele alte Mühlen nutzten ein oberschlächtiges Wasserrad zur Energieerzeugung.بسیاری از آسیاب‌های قدیمی از چرخ آبی بالازن برای تولید انرژی استفاده می‌کردند.