obszön
قبیح، مستهجن، وقیح، نامناسب
Bedeutungen
1
نامناسب از نظر جنسی؛ حاوی محتوای جنسی آشکار یا توهینآمیز؛ مستهجن.
- Der Film enthielt obszöne Dialoge und wurde für Kinder nicht empfohlen.فیلم حاوی دیالوگهای مستهجن بود و برای کودکان توصیه نمیشد.
- Er machte obszöne Witze, die alle zum Schweigen brachten.او جوکهای وقیحانهای گفت که همه را ساکت کرد.
- Das Verbreiten von obszönen Bildern ist illegal.انتشار تصاویر مستهجن غیرقانونی است.
2
بسیار نامناسب، توهینآمیز یا زننده در رفتار یا گفتار.
- Sein Verhalten auf der Party war absolut obszön.رفتار او در مهمانی کاملاً زننده بود.
- Die Sprache, die er benutzte, war obszön und beleidigend.زبانی که او استفاده میکرد، قبیح و توهینآمیز بود.
- Das war eine obszöne Beleidigung, die man nicht einfach ignorieren kann.این یک توهین وقیحانه بود که نمیتوان به سادگی نادیده گرفت.