obszön

Aussprache: /ɔps͡tseːn/
Worttrennung: ob·szön
صفت

قبیح، مستهجن، وقیح، نامناسب

Bedeutungen

1

نامناسب از نظر جنسی؛ حاوی محتوای جنسی آشکار یا توهین‌آمیز؛ مستهجن.

  • Der Film enthielt obszöne Dialoge und wurde für Kinder nicht empfohlen.فیلم حاوی دیالوگ‌های مستهجن بود و برای کودکان توصیه نمی‌شد.
  • Er machte obszöne Witze, die alle zum Schweigen brachten.او جوک‌های وقیحانه‌ای گفت که همه را ساکت کرد.
  • Das Verbreiten von obszönen Bildern ist illegal.انتشار تصاویر مستهجن غیرقانونی است.
2

بسیار نامناسب، توهین‌آمیز یا زننده در رفتار یا گفتار.

  • Sein Verhalten auf der Party war absolut obszön.رفتار او در مهمانی کاملاً زننده بود.
  • Die Sprache, die er benutzte, war obszön und beleidigend.زبانی که او استفاده می‌کرد، قبیح و توهین‌آمیز بود.
  • Das war eine obszöne Beleidigung, die man nicht einfach ignorieren kann.این یک توهین وقیحانه بود که نمی‌توان به سادگی نادیده گرفت.