شبهجمله
آه، اوه (بیان تأسف، تعجب، شادی)
جملات نمونه برای och:
''Och,'' du armer Kleiner, kein Mensch kümmert sich hier um dich!
«آه، تو کوچولوی بیچاره، هیچکس اینجا به تو اهمیت نمیدهد!»
''Och,'' das gibt es doch nicht, jetzt haben wir das Spiel tatsächlich noch verloren.
«اوه، باورکردنی نیست، ما واقعاً بازی را باختیم.»
''Och,'' ich habe im Lotto gewonnen!
«اوه، من در لاتاری برنده شدم!»