odorieren
بو دار کردن، معطر کردن (گاز یا مادهای که بو ندارد)
Beispiele
- Methan und Erdgas werden ''odoriert'', bei Wasserstoff funktioniert das nicht, was es schwieriger gestaltet, Leckagen zu entdecken..گاز متان و گاز طبیعی بو دار میشوند، اما این کار برای هیدروژن کارایی ندارد، که کشف نشتیها را دشوارتر میکند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
(در شیمی و صنعت) به یک ماده بیبو (مانند گاز طبیعی) مادهای بودار اضافه کردن تا در صورت نشت قابل تشخیص باشد.
- Erdgas muss odoriert werden, damit man ein Leck riechen kann.گاز طبیعی باید بودار شود تا بتوان نشت آن را بویید.
- Die Chemiker haben die Substanz mit einem speziellen Duftstoff odoriert.شیمیدانها ماده را با یک ماده معطر خاص بودار کردند.