ohne Zahl

Aussprache: /ˈoːnə tsaːl/
Worttrennung: oh·ne ·Zahl
اصطلاح

بی‌شمار؛ بی‌اندازه؛ بسیار زیاد

Bedeutungen

1

به تعداد بسیار زیاد و غیرقابل شمارش اشاره دارد.

  • Die Sterne am Himmel sind ohne Zahl.ستارگان آسمان بی‌شمارند.
  • Es gibt ohne Zahl Gründe, warum dieses Projekt scheitern könnte.دلایل بی‌شماری وجود دارد که چرا این پروژه می‌تواند شکست بخورد.
  • Die Besucherzahlen bei der Veranstaltung waren ohne Zahl.تعداد بازدیدکنندگان در این رویداد بسیار زیاد بود.