okkupieren
اشغال کردن، تصرف کردن
Beispiele
- Danach sollten die USA saudi-arabische Ölfelder ''okkupieren,'' falls das Land nicht mehr gegen den Terrorismus unternehme.پس از آن، ایالات متحده باید چاههای نفت عربستان سعودی را اشغال کند، چنانچه این کشور دیگر علیه تروریسم اقدامی نکند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
اشغال کردن، تصرف کردن (سرزمین، ساختمان) توسط نیروی نظامی یا سیاسی.
- Die feindlichen Truppen okkupierten die Stadt.نیروهای دشمن شهر را اشغال کردند.
- Sie versuchten, das Parlament zu okkupieren.آنها تلاش کردند پارلمان را تصرف کنند.
2
Akkusativ
اشغال کردن، پر کردن (فضا، زمان، ذهن)
- Diese Gedanken okkupieren ständig meinen Geist.این افکار دائماً ذهن من را اشغال میکنند.
- Der große Schrank okkupiert fast den ganzen Raum.کمد بزرگ تقریباً تمام اتاق را اشغال کرده است.