okulierten

Aussprache: /okuˈliːɐ̯tn̩/
Wortzerlegung: oku·lier·ten
Deklinierte Form

پیوند زدند

Bedeutungen

1 Akkusativ

در باغبانی و کشاورزی، پیوند زدن یک جوانه یا قسمت از یک گیاه به گیاه دیگر برای رشد و تکثیر (شکل گذشته ساده).

  • Der Gärtner okulierte die Edelrose auf eine robuste Unterlage.باغبان گل رز پیوندی را بر روی پایه‌ای مقاوم پیوند زد.
  • Im Frühjahr okulierte man die Obstbäume, um ertragreichere Sorten zu züchten.در بهار، درختان میوه را برای پرورش ارقام پربارتر پیوند زدند.
2 Akkusativ

در پزشکی، عمل جراحی پیوند قرنیه چشم (شکل گذشته ساده).

  • Dem Patienten wurde erfolgreich eine Spendierhornhaut okuliert.قرنیه اهدایی با موفقیت به بیمار پیوند زده شد.
  • Die Augenärztin okulierte das erkrankte Auge, um das Sehvermögen wiederherzustellen.چشم‌پزشک چشم بیمار را پیوند زد تا بینایی را بازیابی کند.