okulierten
پیوند زدند
Bedeutungen
1
Akkusativ
در باغبانی و کشاورزی، پیوند زدن یک جوانه یا قسمت از یک گیاه به گیاه دیگر برای رشد و تکثیر (شکل گذشته ساده).
- Der Gärtner okulierte die Edelrose auf eine robuste Unterlage.باغبان گل رز پیوندی را بر روی پایهای مقاوم پیوند زد.
- Im Frühjahr okulierte man die Obstbäume, um ertragreichere Sorten zu züchten.در بهار، درختان میوه را برای پرورش ارقام پربارتر پیوند زدند.
2
Akkusativ
در پزشکی، عمل جراحی پیوند قرنیه چشم (شکل گذشته ساده).
- Dem Patienten wurde erfolgreich eine Spendierhornhaut okuliert.قرنیه اهدایی با موفقیت به بیمار پیوند زده شد.
- Die Augenärztin okulierte das erkrankte Auge, um das Sehvermögen wiederherzustellen.چشمپزشک چشم بیمار را پیوند زد تا بینایی را بازیابی کند.