olivgrün

Aussprache: /oˈliːfˌɡʁyːn/
Worttrennung: oliv·grün
صفت

سبز زیتونی

Bedeutungen

1

رنگی که شبیه رنگ زیتون رسیده است؛ ترکیبی از سبز و خاکستری یا زرد.

  • Sie trug eine olivgrüne Jacke.او یک کت سبز زیتونی پوشیده بود.
  • Die Wände des Zimmers waren in einem sanften Olivgrün gestrichen.دیوارهای اتاق به رنگ سبز زیتونی ملایمی رنگ شده بودند.
  • Sein neues Auto hat eine interessante olivgrüne Farbe.ماشین جدید او رنگ سبز زیتونی جالبی دارد.