صفت
کهنه، قدیمی، احمقانه (عامیانه)
جملات نمونه برای oll:
Was hast du denn für 'nen ''ollen'' Pulli an?
چه پلیور ''کهنهای'' پوشیدی؟
Ach, das ist 'ne ''olle'' Quatschtante!
آه، این یک زن ''پرچانهی احمق'' است!
Nee, der ''olle'' Schwerenöter hat geheiratet?
نه، آن ''پیرمرد هوسباز'' ازدواج کرده است؟