ominös

Aussprache: /omiˈnøːs/
Worttrennung: omi·nös
صفت

شوم، بدشگون، مشکوک، مرموز

Bedeutungen

1

نشان‌دهنده یا حاکی از اتفاقات بد یا ناگوار در آینده؛ شوم و بدشگون.

  • Der Himmel verdunkelte sich und sah ominös aus.آسمان تیره شد و شوم به نظر می‌رسید.
  • Ein ominöses Geräusch kam aus dem Keller.صدای شومی از زیرزمین می‌آمد.
  • Die alten Legenden sprechen von ominösen Zeichen.افسانه‌های قدیمی از نشانه‌های شوم سخن می‌گویند.
2

غیرقابل اعتماد، مشکوک یا مرموز به نظر رسیدن؛ باعث ایجاد سوءظن.

  • Er machte eine ominöse Bemerkung.او یک اظهار نظر مشکوک کرد.
  • Die E-Mail enthielt einen ominösen Link.ایمیل حاوی یک لینک مرموز بود.
  • Das Angebot klang zu gut, um wahr zu sein, und war daher ominös.پیشنهاد بیش از حد خوب بود که باور کردنی باشد، و بنابراین مشکوک بود.