opalisieren

Aussprache: /ˌopaliˈziːrən/
Wortzerlegung: opa·li·sie·ren
فعل

درخشش رنگین‌کمانی داشتن، بازتاب رنگین‌کمانی دادن (مانند عقیق)

Beispiele

  • Nach einigen Stunden begann die Flüssigkeit zu ''opalisieren'' und die Farbe derselben war von Braun ins Ziegelrote übergegangen.پس از چند ساعت، مایع شروع به درخشش رنگین‌کمانی کرد و رنگ آن از قهوه‌ای به قرمز آجری تغییر یافت.

Bedeutungen

1 (intransitiv)

(در مورد سنگ‌ها، مایعات یا سطوح) رنگ‌های شیری، درخشان و متغیر مانند سنگ اوپال را نشان دادن.

  • Das Mineral opalisierte in verschiedenen Farben.کانی به رنگ‌های مختلف اوپالی می‌شد.
  • Die Seifenblase begann zu opalisieren, bevor sie zerplatzte.حباب صابون قبل از ترکیدن شروع به رنگین‌تابی کرد.