صفت
جراحی (پزشکی)؛ عملیاتی (نظامی/مدیریتی)
جملات نمونه برای operativ:
Viele Krebsarten lassen sich ''operativ'' entfernen.
بسیاری از انواع سرطان را میتوان با جراحی برداشت.
„Möchte eine Frau eine Schwangerschaft abbrechen, kann das ''operativ'' geschehen oder mithilfe der Abtreibungspille.“
اگر زنی بخواهد بارداری را خاتمه دهد، این کار میتواند به صورت جراحی یا با قرص سقط جنین انجام شود.