operettenhaft
اپرتمانند، نمایشی، اغراقآمیز
Bedeutungen
1
دارای سبکی شبیه اپرت؛ نمایشی، اغراقآمیز، گاهی سطحی یا غیرواقعی.
- Die Inszenierung wirkte etwas operettenhaft und übertrieben.کارگردانی کمی اپرتمانند و اغراقآمیز به نظر میرسید.
- Sein Lachen war laut und operettenhaft.خندهاش بلند و نمایشی بود.
- Die Kostüme waren farbenfroh und auf eine operettenhafte Weise gestaltet.لباسها رنگارنگ و به شکلی اپرتمانند طراحی شده بودند.