operettenhaft

Aussprache: /oːpɛˈʁɛtn̩haft/
Worttrennung: ope·ret·ten·haft
صفت

اپرت‌مانند، نمایشی، اغراق‌آمیز

Bedeutungen

1

دارای سبکی شبیه اپرت؛ نمایشی، اغراق‌آمیز، گاهی سطحی یا غیرواقعی.

  • Die Inszenierung wirkte etwas operettenhaft und übertrieben.کارگردانی کمی اپرت‌مانند و اغراق‌آمیز به نظر می‌رسید.
  • Sein Lachen war laut und operettenhaft.خنده‌اش بلند و نمایشی بود.
  • Die Kostüme waren farbenfroh und auf eine operettenhafte Weise gestaltet.لباس‌ها رنگارنگ و به شکلی اپرت‌مانند طراحی شده بودند.