herumoperieren

Aussprache: /hɛˈʁʊmʔopəˌʁiːʁən/
Worttrennung: her·u·mo·pe·rie·ren
فعل

دستکاری کردن، ور رفتن، عمل جراحی کردن

Bedeutungen

1 an + Dativ (مجازی)

دستکاری کردن یا ور رفتن با چیزی به صورت بی‌هدف، غیرضروری یا مکرر.

  • Hör auf, an dem alten Radio herumzuoperieren!دست از سر آن رادیوی قدیمی ور رفتن بردار!
  • Der Mechaniker operierte stundenlang am Motor herum.مکانیک ساعت‌ها موتور را دستکاری کرد.
2 um + Akkusativ (واقعی)

انجام عمل جراحی در اطراف یا بر روی ناحیه‌ای از بدن.

  • Der Chirurg operierte um den Tumor herum.جراح اطراف تومور را جراحی کرد.
  • Sie operierten um die betroffene Stelle herum.آنها اطراف ناحیه آسیب‌دیده را جراحی کردند.