herumoperieren
دستکاری کردن، ور رفتن، عمل جراحی کردن
Bedeutungen
1
an + Dativ (مجازی)
دستکاری کردن یا ور رفتن با چیزی به صورت بیهدف، غیرضروری یا مکرر.
- Hör auf, an dem alten Radio herumzuoperieren!دست از سر آن رادیوی قدیمی ور رفتن بردار!
- Der Mechaniker operierte stundenlang am Motor herum.مکانیک ساعتها موتور را دستکاری کرد.
2
um + Akkusativ (واقعی)
انجام عمل جراحی در اطراف یا بر روی ناحیهای از بدن.
- Der Chirurg operierte um den Tumor herum.جراح اطراف تومور را جراحی کرد.
- Sie operierten um die betroffene Stelle herum.آنها اطراف ناحیه آسیبدیده را جراحی کردند.