opiumsüchtig

Aussprache: /ˈoːpi̯ʊmˌzʏçtɪç/
Worttrennung: opi·um·süch·tig
صفت

معتاد به تریاک، تریاکی

Bedeutungen

1

کسی که به تریاک (Opium) اعتیاد دارد و به مصرف آن وابسته است.

  • Der Mann war seit vielen Jahren opiumsüchtig und litt unter den Folgen.آن مرد سال‌ها به تریاک معتاد بود و از عواقب آن رنج می‌برد.
  • Die Behandlung für opiumsüchtige Patienten ist oft langwierig.درمان بیماران معتاد به تریاک اغلب طولانی است.
  • Historische Berichte erwähnen die Gefahr, opiumsüchtig zu werden.گزارش‌های تاریخی به خطر معتاد شدن به تریاک اشاره می‌کنند.