فعل
بهینهسازی کردن، بهبود بخشیدن
معانی و تعاریف optimieren:
- چیزی را به بهترین حالت ممکن رساندن یا کارایی آن را افزایش دادن.
جملات نمونه برای optimieren:
Die Industrie versucht ständig, die Produktionsvorgänge zu ''optimieren.''
صنعت دائماً تلاش میکند فرآیندهای تولید را بهینهسازی کند.
„Die Optimier-Frau will alles und jeden ''optimieren,'' wie ein außer Kontrolle geratener Ingenieur.“
«زنِ بهینهساز میخواهد همه چیز و همه کس را بهینهسازی کند، درست مانند یک مهندس خارج از کنترل.»
Wir müssen unsere Prozesse optimieren, um Kosten zu sparen.
ما باید فرآیندهایمان را بهینه کنیم تا در هزینهها صرفهجویی کنیم.