orakeln

Aussprache: /oˈʁaːkl̩n/
Wortzerlegung: ora·keln
فعل

پیشگویی کردن، غیب‌گویی کردن، با ابهام سخن گفتن

Beispiele

  • Schlimmer als nach dem Untergang von Lehman Brothers seien die Konsequenzen, ''orakelte'' Jack Lew, Obamas Finanzminister.جک لو، وزیر دارایی اوباما، ''پیشگویی کرد'' که پیامدها بدتر از فروپاشی لمان برادرز خواهد بود.

Bedeutungen

1 (intransitiv)

پیشگویی کردن، غیب‌گویی کردن (معمولاً به صورت مبهم یا غیرقابل اعتماد)

  • Die alte Frau orakelte über die Zukunft.زن پیر درباره آینده پیشگویی می‌کرد.
  • Er orakelt immer, anstatt klare Aussagen zu machen.او همیشه پیشگویی می‌کند به جای اینکه اظهارات واضحی داشته باشد.