orangerot
نارنجی مایل به قرمز، نارنجی تیره
Beispiele
- Das weiß sie nur, weil sie im Shopping Center immer Sushi gegessen hat - Lachs ist das ''orangerote'' Zeug.او این را فقط میداند چون همیشه در مرکز خرید سوشی میخورده است - ماهی سالمون همان چیز نارنجی مایل به قرمز است.