صفت
مداری، مربوط به مدار زمین یا حدقه چشم
جملات نمونه برای orbital:
Mittels kabelloser Übertragungstechnik soll Strom von ''orbitalen'' Solarkollektoren auf die Erde gebeamt werden, um die Energieversorgung zu sichern.
قرار است با استفاده از فناوری انتقال بیسیم، برق از کلکتورهای خورشیدی مداری به زمین پرتو افکنی شود تا تأمین انرژی تضمین گردد.