ordern
سفارش دادن
Beispiele
- Ich ''orderte'' ein Bier.من یک آبجو سفارش دادم.
- Die ostdeutschen Einzelhändler ''orderten'' zur Zeit nur ungern im voraus, hat er festgestellt.او متوجه شده است که خردهفروشان آلمان شرقی در حال حاضر با اکراه از قبل سفارش میدهند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
درخواست کالا یا خدماتی را از یک فروشنده یا تامینکننده کردن.
- Wir haben neue Büromöbel geordert.ما مبلمان اداری جدید سفارش دادهایم.
- Der Kunde ordert das Essen per App.مشتری غذا را از طریق اپلیکیشن سفارش میدهد.
2
Akkusativ
به کسی دستور انجام کاری را دادن.
- Der Chef ordert seine Mitarbeiter zur Besprechung.رئیس به کارمندانش دستور میدهد که برای جلسه حاضر شوند.
- Der Kapitän ordert die Mannschaft an Deck.کاپیتان به خدمه دستور میدهد به عرشه بیایند.