umordnen
مرتب کردن مجدد، بازآرایی کردن، سازماندهی مجدد
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas umordnen)
تغییر دادن ترتیب یا چیدمان چیزی؛ دوباره مرتب کردن.
- Wir müssen die Bücher im Regal umordnen, damit mehr Platz entsteht.ما باید قفسه کتابها را دوباره مرتب کنیم تا فضای بیشتری ایجاد شود.
- Der Lehrer ordnete die Stühle im Klassenzimmer für die Prüfung um.معلم صندلیهای کلاس را برای امتحان دوباره چید.
2
Akkusativ (jemanden / etwas umordnen)
بازسازی یا سازماندهی مجدد افکار، اولویتها یا ساختارها.
- Nach dem Vorfall musste sie ihre Prioritäten umordnen.پس از حادثه، او مجبور شد اولویتهایش را بازنگری کند.
- Die Firma hat ihre interne Struktur umgeordnet, um effizienter zu arbeiten.شرکت ساختار داخلی خود را برای کارایی بیشتر سازماندهی مجدد کرد.