nebenordnen
همرده کردن, در یک سطح قرار دادن, هماهنگ کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas nebenordnen)
دو یا چند چیز، مفهوم یا فعالیت را در یک سطح اهمیت، ردهبندی یا ساختار قرار دادن؛ هماهنگ کردن.
- Die beiden Aufgaben sind gleich wichtig und müssen nebengeordnet werden.این دو وظیفه اهمیت یکسانی دارند و باید همرده در نظر گرفته شوند.
- Der Lehrer ordnete die Sätze grammatikalisch neben.معلم جملات را از نظر دستوری در یک سطح قرار داد.