ordnungshalber
از روی تشریفات، صرفاً برای رعایت مقررات
Bedeutungen
1
به معنای انجام کاری صرفاً به دلیل رعایت مقررات، تشریفات یا نظم اداری، بدون لزوم واقعی یا انگیزه شخصی.
- Ich habe den Bericht nur ordnungshalber eingereicht.من گزارش را صرفاً برای رعایت مقررات ارسال کردم.
- Er hat ordnungshalber alle Formulare ausgefüllt.او از روی تشریفات تمام فرمها را پر کرد.
- Die Polizei hat ordnungshalber eine Kontrolle durchgeführt.پلیس صرفاً برای رعایت مقررات، بازرسی را انجام داد.