ordnungshalber

Aussprache: /ˈɔʁdnʊŋsˌhalbɐ/
Worttrennung: ord·nungs·hal·ber
قید

از روی تشریفات، صرفاً برای رعایت مقررات

Bedeutungen

1

به معنای انجام کاری صرفاً به دلیل رعایت مقررات، تشریفات یا نظم اداری، بدون لزوم واقعی یا انگیزه شخصی.

  • Ich habe den Bericht nur ordnungshalber eingereicht.من گزارش را صرفاً برای رعایت مقررات ارسال کردم.
  • Er hat ordnungshalber alle Formulare ausgefüllt.او از روی تشریفات تمام فرم‌ها را پر کرد.
  • Die Polizei hat ordnungshalber eine Kontrolle durchgeführt.پلیس صرفاً برای رعایت مقررات، بازرسی را انجام داد.