umorientieren
تغییر جهت دادن، بازنگری کردن، جهتگیری مجدد
Bedeutungen
1
sich + Akkusativ (reflexiv)
خود را با شرایط جدید وفق دادن، تغییر جهت دادن (اغلب به صورت انعکاسی)
- Nach dem Scheitern des Projekts musste sie sich neu umorientieren.پس از شکست پروژه، او مجبور شد جهتگیری مجددی داشته باشد.
- Viele junge Menschen orientieren sich nach dem Studium beruflich um.بسیاری از جوانان پس از تحصیل، جهتگیری شغلی خود را تغییر میدهند.
2
Akkusativ (jemanden / etwas umorientieren)
چیزی را (مثلاً استراتژی، تولید) تغییر جهت دادن یا بازجهتگیری کردن
- Die Firma will ihre Marketingstrategie umorientieren.شرکت قصد دارد استراتژی بازاریابی خود را تغییر دهد.
- Wir müssen die Produktion umorientieren, um den neuen Anforderungen gerecht zu werden.ما باید تولید را بازجهتگیری کنیم تا با الزامات جدید مطابقت داشته باشیم.