orthopädisch
ارتوپدی، مربوط به ارتوپدی
Bedeutungen
1
مربوط به علم ارتوپدی، که به تشخیص، درمان و پیشگیری از بیماریها و ناهنجاریهای سیستم اسکلتی-عضلانی میپردازد.
- Der Patient benötigt eine orthopädische Einlage für seine Schuhe.بیمار به کفی ارتوپدی برای کفشهایش نیاز دارد.
- Sie hat einen Termin beim orthopädischen Chirurgen.او وقت ملاقاتی با جراح ارتوپد دارد.
- Das Krankenhaus hat eine neue orthopädische Abteilung eröffnet.بیمارستان بخش ارتوپدی جدیدی را افتتاح کرده است.