ortsfest wie ein Schneemann sein

Aussprache: /ˈɔʁt͡sˌfɛst viː aɪ̯n ˈʃneːman zaɪ̯n/
Worttrennung: orts·fest wie ein Schnee·mann ·sein
اصطلاح

مثل آدم‌برفی ثابت ماندن/بی‌حرکت بودن

Bedeutungen

1

به معنای کاملاً بی‌حرکت و ثابت ماندن در یک مکان است، به طوری که انگار فرد یا شیء به زمین چسبیده است. این اصطلاح معمولاً برای توصیف کسی که از ترس، شوک، یا عدم تمایل به حرکت، بی‌حرکت مانده، به کار می‌رود.

  • Als der Hund plötzlich bellte, stand er ortsfest wie ein Schneemann da.وقتی سگ ناگهان پارس کرد، او مانند آدم‌برفی بی‌حرکت ایستاده بود.
  • Sie war so überrascht, dass sie ortsfest wie ein Schneemann im Flur stand.او آنقدر متعجب بود که مانند آدم‌برفی بی‌حرکت در راهرو ایستاده بود.
  • Der kleine Junge war ortsfest wie ein Schneemann, als er den großen Hund sah.پسر کوچک با دیدن سگ بزرگ، مانند آدم‌برفی بی‌حرکت ماند.