ostwärts
به سمت شرق، رو به شرق
Bedeutungen
1
به سمت جهت شرق حرکت کردن یا قرار گرفتن.
- Die Karawane bewegte sich ostwärts durch die Wüste.کاروان به سمت شرق در بیابان حرکت میکرد.
- Wir fahren ostwärts in Richtung der Berge.ما به سمت شرق در جهت کوهها رانندگی میکنیم.
- Das Land erstreckt sich ostwärts bis zum Meer.این سرزمین تا دریا به سمت شرق امتداد دارد.