oszillierend
نوسانی، در حال نوسان، متغیر
Bedeutungen
1
در حال نوسان یا تغییر مداوم بین دو یا چند حالت، مقدار یا جهت.
- Die Maschine erzeugt ein oszillierendes Geräusch.دستگاه صدای نوسانی تولید میکند.
- Die Temperatur in diesem Raum ist ständig oszillierend.دمای این اتاق دائماً در حال نوسان است.
- Ein Pendel bewegt sich in einer oszillierenden Bahn.یک آونگ در مسیری نوسانی حرکت میکند.
2
متردد، مردد، دودل (در مورد تصمیمگیری یا عقیده).
- Seine Haltung in dieser Frage war immer oszillierend.موضع او در این مورد همیشه متغیر و مردد بود.
- Er ist ein oszillierender Wähler, der seine Meinung oft ändert.او یک رایدهنده مردد است که اغلب نظرش را تغییر میدهد.
- Die Wirtschaft zeigt ein oszillierendes Wachstum.اقتصاد رشد متغیری را نشان میدهد.