outrieren
اغراق کردن، بیش از حد نمایش دادن
Beispiele
- Was immer er auch tut, ob er auf der Bühne des Wiener Burgtheaters steht, im Synchronstudio sitzt oder Hörbücher macht - Peter Matic ''outriert'' nicht.هر کاری که او انجام میدهد، چه روی صحنه تئاتر بورگ وین باشد، چه در استودیوی دوبلاژ بنشیند یا کتابهای صوتی بسازد - پیتر ماتیک ''اغراق نمیکند''.
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را بیش از حد معمول یا لازم نشان دادن، اغراق کردن.
- Der Schauspieler neigt dazu, seine Rollen zu outrieren.بازیگر تمایل دارد نقشهایش را اغراقآمیز بازی کند.
- Manchmal outriert er seine Gefühle, um Aufmerksamkeit zu bekommen.گاهی اوقات او احساساتش را اغراق میکند تا توجه جلب کند.