pachten
اجاره کردن (زمین یا ملک برای کسب درآمد)
Beispiele
- Das Grundstück gehört nicht mir. Ich ''habe'' es für zehn Jahre ''gepachtet.این زمین متعلق به من نیست. آن را برای ده سال اجاره کردهام.
- Er muss die Jagd nicht kaufen, er kann sie auch ''pachten.او مجبور نیست شکارگاه را بخرد، میتواند آن را اجاره هم بکند.
- Diese Kerle mit ihren hochbockigen Ersatzpanzern glauben, sie ''hätten'' die Straße für sich alleine ''gepachtet!این تیپ آدمها با خودروهای زرهی عجیب و غریبشان فکر میکنند خیابان را ارث پدرشان کردهاند!
Bedeutungen
1
Akkusativ
اجاره کردن (زمین، ملک تجاری، رستوران و غیره) برای مدت طولانی، معمولاً با حق استفاده و بهرهبرداری.
- Die Familie pachtete ein großes Stück Land.خانواده یک قطعه زمین بزرگ را اجاره کردند.
- Er hat das Restaurant für fünf Jahre gepachtet.او رستوران را برای پنج سال اجاره کرده است.