reinpacken
جا کردن داخل، چپاندن
Bedeutungen
1
Akkusativ + in + Akkusativ
چیزی را با فشار یا به صورت فشرده داخل یک ظرف، جعبه یا فضای دیگر قرار دادن؛ چپاندن.
- Ich muss noch ein paar Bücher in den Koffer reinpacken.من باید چند کتاب دیگر را در چمدان جا بدهم.
- Er packte seine Sachen schnell in die Tasche rein.او وسایلش را سریع در کیف چپاند.
2
Akkusativ + in + Akkusativ
چیزی را به زور یا با عجله در جایی قرار دادن، اغلب در زبان محاوره به جای 'hineinpacken'.
- Kannst du mir helfen, das Geschenk in die Schachtel reinzupacken?میتوانی کمکم کنی کادو را در جعبه جا بدهم؟
- Sie packte die Reste des Essens in eine Plastiktüte rein.او باقیمانده غذا را در یک کیسه پلاستیکی چپاند.