zusammenpacken
جمع کردن، بستن وسایل، جمع کردن بساط
Bedeutungen
1
Akkusativ (etwas zusammenpacken)
وسایل شخصی یا متعلقات را برای سفر، جابجایی یا انبار کردن در چمدان، کیف یا جعبه قرار دادن و بستن.
- Wir müssen morgen früh aufstehen, also sollten wir jetzt unsere Koffer zusammenpacken.ما فردا صبح زود باید بیدار شویم، بنابراین بهتر است الان چمدانهایمان را ببندیم.
- Bevor sie umziehen, packen sie alle ihre Bücher zusammen.قبل از اینکه اسبابکشی کنند، تمام کتابهایشان را جمع میکنند.
2
Akkusativ (etwas zusammenpacken)
چیزها را در یک بسته، جعبه یا ظرف قرار دادن و مرتب کردن.
- Bitte packen Sie die zerbrechlichen Gegenstände vorsichtig zusammen.لطفاً اشیاء شکستنی را با دقت بستهبندی کنید.
- Der Verkäufer packte die Ware für den Versand zusammen.فروشنده کالا را برای ارسال بستهبندی کرد.
3
Akkusativ (optional) / intransitiv
جمع کردن بساط، وسایل کار یا فروشگاه پس از اتمام کار یا در پایان روز.
- Nach dem Markt packten die Händler ihre Stände zusammen.پس از بازار، فروشندگان غرفههای خود را جمع کردند.
- Es ist spät geworden, lass uns zusammenpacken.خیلی دیر شده، بیا وسایل را جمع کنیم.