auspacken
باز کردن (بستهبندی)، فاش کردن (راز)
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را از بسته یا جعبهاش خارج کردن، باز کردن
- Ich muss noch meinen Koffer auspacken.من هنوز باید چمدانم را باز کنم.
- Die Kinder haben ihre Geschenke sofort ausgepackt.بچهها بلافاصله هدایایشان را باز کردند.
2
Akkusativ (oft mit "die Wahrheit" oder "alles")
(عامیانه) رازی را فاش کردن، حرف دل را زدن
- Er hat endlich die ganze Geschichte ausgepackt.او بالاخره تمام ماجرا را فاش کرد.
- Komm schon, pack aus! Was ist passiert?زود باش، بگو! چه اتفاقی افتاد؟