beipacken
اضافه کردن (به بسته)، ضمیمه کردن
Beispiele
- Die sogenannten Surprise- und Beigabeartikel, wie sie Konfekt- und Tabakfabrikanten, die Erzeuger von Ostereiern etc. ihren Waren ''beipacken'', wurden in geringeren Quantitäten bestellt, […].“ (1905)اقلام به اصطلاح سورپرایز و اشانتیون، مانند آنچه تولیدکنندگان شکلات و تنباکو، تولیدکنندگان تخم مرغ عید پاک و غیره به کالاهای خود اضافه میکنند، با مقادیر کمتری سفارش داده شد، [...]
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را به عنوان یک جزء اضافی یا همراه در یک بسته، چمدان یا ظرف دیگر قرار دادن.
- Vergiss nicht, die Zahnbürste in den Koffer beizupacken.فراموش نکن مسواک را در چمدان بگذاری.
- Er hat noch ein kleines Geschenk für sie beigepackt.او یک هدیه کوچک دیگر هم برای او همراه گذاشت.
2
Akkusativ
(مجازی) چیزی را به عنوان یک نکته یا فکر اضافی اضافه کردن.
- Ich möchte noch eine Bemerkung zu diesem Thema beipacken.میخواهم یک نکته دیگر هم به این موضوع اضافه کنم.
- Man sollte auch die sozialen Aspekte beipacken.باید جنبههای اجتماعی را نیز در نظر گرفت (اضافه کرد).