einpacken
بستهبندی کردن، کادو کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را در بسته، جعبه یا چمدان قرار دادن، بستهبندی کردن
- Ich muss noch meine Kleidung für die Reise einpacken.من هنوز باید لباسهایم را برای سفر جمع کنم.
- Könnten Sie das Geschenk bitte für mich einpacken?ممکن است لطفاً این هدیه را برایم بستهبندی کنید؟
2
Akkusativ (oft mit "es")
(عامیانه) چیزی را تمام کردن، کنار گذاشتن، به پایان رساندن
- Wir sollten jetzt einpacken, es wird spät.باید الان کار را تمام کنیم، دیر وقت است.
- Pack deine Sachen ein, wir gehen!وسایلت را جمع کن، داریم میرویم!