anpacken
دست به کار شدن، شروع کردن، کمک کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را با دست گرفتن یا لمس کردن
- Er packte den Koffer fest an.او چمدان را محکم گرفت.
- Bitte packen Sie das Paket vorsichtig an.لطفاً بسته را با احتیاط بگیرید.
2
Akkusativ / ohne Objekt
کاری را با جدیت و انرژی شروع کردن یا به مشکلی رسیدگی کردن
- Wir müssen diese Aufgabe endlich anpacken.ما باید بالاخره این کار را شروع کنیم.
- Er packt Probleme immer sofort an.او همیشه بلافاصله به مشکلات رسیدگی میکند.
3
Akkusativ
با کسی یا چیزی با جدیت و قاطعیت برخورد کردن یا به چالش کشیدن
- Der Chef musste den Mitarbeiter anpacken, weil er unzuverlässig war.رئیس مجبور شد با کارمند برخورد جدی کند زیرا او غیرقابل اعتماد بود.
- Manchmal muss man die Dinge direkt anpacken.گاهی اوقات باید مستقیماً با مسائل برخورد کرد.