auspacken
باز کردن (بستهبندی)، فاش کردن (راز)
Beispiele
- Ich komme an und ''packe'' meine Koffer ''aus.میرسم و چمدانهایم را باز میکنم.
- Wenn er im Zeugenstand richtig ''auspackt,'' wird es noch weitere Anklagen geben.اگر او در جایگاه شهود واقعاً لب به اعتراف بگشاید، اتهامات بیشتری مطرح خواهد شد.
- Nun ''pack'' schon ''aus''! Wie war es gestern Abend? Habt ihr euch geküsst?خب دیگه تعریف کن! دیشب چطور بود؟ همدیگه رو بوسیدید؟
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را از بسته یا جعبهاش خارج کردن، باز کردن.
- Ich muss noch meinen Koffer auspacken.من هنوز باید چمدانم را باز کنم.
- Die Kinder haben ihre Geschenke sofort ausgepackt.بچهها بلافاصله هدایایشان را باز کردند.
2
Akkusativ (oft mit "die Wahrheit" oder "alles")
(عامیانه) رازی را فاش کردن، حرف دل را زدن.
- Er hat endlich die ganze Geschichte ausgepackt.او بالاخره تمام ماجرا را فاش کرد.
- Komm schon, pack aus! Was ist passiert?زود باش، بگو! چه اتفاقی افتاد؟