beipacken

Aussprache: /ˈbaɪ̯ˌpakn̩/
Wortzerlegung: bei·pa·cken
فعل

اضافه کردن (به بسته)، ضمیمه کردن

Beispiele

  • Die sogenannten Surprise- und Beigabeartikel, wie sie Konfekt- und Tabakfabrikanten, die Erzeuger von Ostereiern etc. ihren Waren ''beipacken'', wurden in geringeren Quantitäten bestellt, […].“ (1905)اقلام به اصطلاح سورپرایز و اشانتیون، مانند آنچه تولیدکنندگان شکلات و تنباکو، تولیدکنندگان تخم مرغ عید پاک و غیره به کالاهای خود اضافه می‌کنند، با مقادیر کمتری سفارش داده شد، [...]

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را به عنوان یک جزء اضافی یا همراه در یک بسته، چمدان یا ظرف دیگر قرار دادن.

  • Vergiss nicht, die Zahnbürste in den Koffer beizupacken.فراموش نکن مسواک را در چمدان بگذاری.
  • Er hat noch ein kleines Geschenk für sie beigepackt.او یک هدیه کوچک دیگر هم برای او همراه گذاشت.
2 Akkusativ

(مجازی) چیزی را به عنوان یک نکته یا فکر اضافی اضافه کردن.

  • Ich möchte noch eine Bemerkung zu diesem Thema beipacken.می‌خواهم یک نکته دیگر هم به این موضوع اضافه کنم.
  • Man sollte auch die sozialen Aspekte beipacken.باید جنبه‌های اجتماعی را نیز در نظر گرفت (اضافه کرد).