wegpacken
کنار گذاشتن، جمع کردن
Beispiele
- Pack'' jetzt die Spielsachen ''weg'', es gibt gleich Abendbrot.اسباب بازیها را جمع کن، چون به زودی شام داریم.
- Pack'' dich ''weg''!برو گمشو!
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را از سر راه برداشتن و در جای خود قرار دادن، جمع کردن
- Bitte pack deine Spielsachen weg!لطفاً اسباببازیهایت را جمع کن!
- Nach dem Essen packte sie das Geschirr weg.بعد از غذا، او ظرفها را جمع کرد.
2
Akkusativ
چیزی را برای نگهداری یا حمل و نقل بستهبندی کردن
- Wir müssen die Bücher für den Umzug wegpacken.ما باید کتابها را برای اسبابکشی بستهبندی کنیم.
- Sie packte ihre Kleidung in den Koffer weg.او لباسهایش را در چمدان بستهبندی کرد.