فعل
پارو زدن، دست و پا زدن در آب
معانی و تعاریف paddeln:
- پارو زدن، قایقرانی کردن (با پارو)
- دست و پا زدن (کودک یا حیوان در آب)
جملات نمونه برای paddeln:
Je mehr man ''paddelt,'' desto besser beherrscht man die Technik.
هر چه بیشتر پارو بزنی، تکنیک را بهتر یاد میگیری.
Sonja strampelt und ''paddelt'' und hofft so, irgendwie bald ans Ufer zu gelangen.
سونیا دست و پا میزند و پارو میزند و امیدوار است به این ترتیب به زودی به ساحل برسد.
Wir sind den ganzen Tag auf dem See gepaddelt.
ما تمام روز روی دریاچه پارو زدیم.