paddeln
پارو زدن، دست و پا زدن در آب
Beispiele
- Je mehr man ''paddelt,'' desto besser beherrscht man die Technik.هر چه بیشتر پارو بزنی، تکنیک را بهتر یاد میگیری.
- Sonja strampelt und ''paddelt'' und hofft so, irgendwie bald ans Ufer zu gelangen.سونیا دست و پا میزند و پارو میزند و امیدوار است به این ترتیب به زودی به ساحل برسد.
Bedeutungen
1
(ohne Objekt)
پارو زدن، قایقرانی کردن (با پارو)
- Wir sind den ganzen Tag auf dem See gepaddelt.ما تمام روز روی دریاچه پارو زدیم.
- Er paddelt gerne im Kanu.او دوست دارد با کانو پارو بزند.
2
(ohne Objekt)
دست و پا زدن (کودک یا حیوان در آب)
- Das Baby paddelt mit den Armen im Wasser.نوزاد با دستهایش در آب دست و پا میزند.
- Der Hund paddelte zum Ufer.سگ به سمت ساحل دست و پا زد.