paddeln

Aussprache: /ˈpadl̩n/
Wortzerlegung: pad·deln
فعل

پارو زدن، دست و پا زدن در آب

Beispiele

  • Je mehr man ''paddelt,'' desto besser beherrscht man die Technik.هر چه بیشتر پارو بزنی، تکنیک را بهتر یاد می‌گیری.
  • Sonja strampelt und ''paddelt'' und hofft so, irgendwie bald ans Ufer zu gelangen.سونیا دست و پا می‌زند و پارو می‌زند و امیدوار است به این ترتیب به زودی به ساحل برسد.

Bedeutungen

1 (ohne Objekt)

پارو زدن، قایقرانی کردن (با پارو)

  • Wir sind den ganzen Tag auf dem See gepaddelt.ما تمام روز روی دریاچه پارو زدیم.
  • Er paddelt gerne im Kanu.او دوست دارد با کانو پارو بزند.
2 (ohne Objekt)

دست و پا زدن (کودک یا حیوان در آب)

  • Das Baby paddelt mit den Armen im Wasser.نوزاد با دست‌هایش در آب دست و پا می‌زند.
  • Der Hund paddelte zum Ufer.سگ به سمت ساحل دست و پا زد.