Konjugierte Form
پُک زدند، دود کردند (شکل صرف شده از فعل paffen)
معانی و تعاریف pafften:
- تنفس کردن با صدای بلند و دشوار، ناشی از خستگی شدید، بیماری تنفسی یا هیجان، اغلب در متون ادبی برای توصیف وضعیت فیزیکی.
جملات نمونه برای pafften:
Nach dem steilen Aufstieg paffte der Bergsteiger erschöpft, aber glücklich.
پس از صعود شیبدار، کوهنورد نفسنفسزنان، اما خوشحال بود.
Der alte Mann paffte bei jeder kleinsten Anstrengung wegen seiner Lungenprobleme.
پیرمرد به دلیل مشکلات ریویاش با هر تلاش کوچکی نفسنفس میزد.