فعل
پوست کندن (نخود فرنگی)، جدا کردن (دانهها از غلاف)
معانی و تعاریف palen:
- قایق را با استفاده از یک چوب بلند (مانند پارو یا چوب گوندولا) به جلو راندن
جملات نمونه برای palen:
Die Erbsen aus ihrer natürlichen Verpackung ''palen,'' dann bleiben netto noch zirka 400 g übrig.
جدا کردن نخود فرنگی از غلاف طبیعیاش، سپس حدود ۴۰۰ گرم خالص باقی میماند.
Der Gondoliere palte das Boot durch den Kanal.
گوندولار قایق را با چوب بلند در کانال حرکت میداد.
Sie palten langsam über den See.
آنها به آرامی با چوب بلند روی دریاچه حرکت میکردند.