palten Aussprache:/ˈpaltən/Wortzerlegung:pal·ten Konjugierte Form پوست کردند (نخود فرنگی) معانی و تعاریف palten:چیزی را به دو یا چند قسمت تقسیم کردن یا شکافتن (مانند چوب، سنگ)باعث اختلاف یا جدایی در یک گروه یا بین نظرات شدنخود را تقسیم کردن، به چند قسمت شدن (بازتابی) جملات نمونه برای palten:Er paltet Holz für den Winter.او برای زمستان هیزم میشکافد.Der Blitz palte den Baum in zwei Hälften.رعد و برق درخت را به دو نیم کرد.Diese Frage paltet die Gesellschaft.این سوال جامعه را تقسیم میکند.