فعل
با دهان پر قورت دادن، تند تند خوردن
معانی و تعاریف pampfen:
- (غیررسمی، نادر، منطقهای) چیزی نرم یا له شده را با عجله یا حریصانه خوردن؛ خود را پر کردن؛ چیزی را له کردن/خمیری کردن.
جملات نمونه برای pampfen:
Und während der Franzl gierig an seinem Brot mit Schmierkäse ''pampfte,'' hing er seinen Vogel draußen an die Wand.
و در حالی که فرانتزل با ولع نان پنیری خود را میخورد، پرندهاش را بیرون روی دیوار آویزان کرد.
Er pampfte den Brei schnell herunter.
او سریعاً فرنی را خورد.
Die Kinder pampften die Kartoffeln auf dem Teller.
بچهها سیبزمینیها را در بشقاب له کردند.