paneelieren
پانلبندی کردن، دیوارکوبی کردن (با پانل)
Beispiele
- Die Wände des Arbeitszimmers waren mit Eichenholz ''paneeliert.دیوارهای اتاق کار با چوب بلوط پانلبندی شده بودند.
- Unser Zimmer mit Blick auf den Central Park ist enorm groß, hat ein ''paneeliertes'' Ankleidezimmer und eine Wahnsinnsbadewanne, die innerhalb von fünf Sekunden voll ist.اتاق ما با منظرهای به پارک مرکزی بسیار بزرگ است، دارای یک اتاق رختکن پانلبندی شده و یک وان حمام فوقالعاده است که در عرض پنج ثانیه پر میشود.
Bedeutungen
1
Akkusativ
دیوارها یا سقف را با پانلهای تزئینی (معمولاً چوبی یا پلاستیکی) پوشاندن
- Wir möchten die Decke im Wohnzimmer paneelieren.ما میخواهیم سقف اتاق نشیمن را پانلبندی کنیم.
- Das Badezimmer wurde mit wasserfesten Paneelen paneeliert.حمام با پانلهای ضدآب پوشانده شد.